فرصت بعدی در فناوری سلامت این است که بتوانیم زمانی را که بیماران از مسیر مراقبت خارج میشوند تشخیص دهیم و به تیمهای مراقبتی کمک کنیم آنان را دوباره به این مسیر بازگردانند.
نویسنده: Kaihan Krippendorff — ۲ سپتامبر ۲۰۲۶

بیماری از یک نوبت ویزیت خارج میشود؛ در حالی که نسخهای در دست دارد، برای او آزمایش خون درخواست شده و به او گفته شده است که برای ویزیت پیگیری، نوبت بگیرد.
در داخل نظام سلامت، ممکن است این مراجعه کاملاً خاتمهیافته به نظر برسد. یادداشت پزشکی ثبت و امضا شده است. درخواستهای پزشکی ثبت شدهاند. خلاصه اقدامات و توصیههای پس از ویزیت نیز به بیمار ارائه شده است.
اما مراقبت هنوز کامل نشده است.
ممکن است بیمار هرگز نسخه را تهیه نکند. ممکن است آزمایش خون انجام نشود. ممکن است مطب پزشک متخصص نتواند با بیمار ارتباط برقرار کند و فرایند ارجاع، بدون آنکه کسی متوجه شود، متوقف شود. زمانی که بیمار چند ماه بعد دوباره مراجعه میکند، ممکن است مشکلی که در ابتدا بهراحتی قابل کنترل بود، به مسئلهای جدیتر تبدیل شده باشد.
این فاصله میان آنچه پزشک یا کادر درمان توصیه میکند و آنچه بیمار عملاً قادر به انجام آن است، میتواند یکی از مهمترین فرصتهای فناوری دیجیتال در نظام سلامت باشد.
لحظه نیاز اغلب دیرتر فرا میرسد
من بررسی میکنم که فناوری چگونه به سازمانها امکان میدهد ارزش و خدمات را به لحظه واقعی نیاز نزدیکتر کنند. در حوزه سلامت، نمونههای این تحول را میتوان همین حالا و بهطور کاملاً ملموس مشاهده کرد. برای مثال، شرکتهای دارویی سامانههای ماژولاری را توسعه دادهاند که قادرند داروهای ضروری را در نزدیکی نظامهای سلامتِ نیازمند، یا حتی در داخل همان نظامها، تولید کنند؛ بهجای آنکه کاملاً به تولید متمرکز و دوردست وابسته باشند.
اما نزدیککردن خدمات در حوزه سلامت فقط به محل تولید دارو مربوط نمیشود. این مفهوم همچنین به توانایی تشخیص زمانی مربوط است که بیمار به توجه و مداخله نیاز دارد. ما معمولاً «لحظه نیاز» را همان زمان مراجعه، انجام یک اقدام درمانی یا مشاوره مجازی در نظر میگیریم.
اما بسیاری از لحظاتی که نتیجه نهایی مراقبت را تعیین میکنند، پس از این مراحل اتفاق میافتند.
ممکن است لحظه نیاز زمانی ایجاد شود که بیمار برای دریافت داروی جدید خود به داروخانه مراجعه نمیکند. ممکن است دو هفته بعد فرا برسد، زمانی که آزمایش تجویزشده هنوز انجام نشده است. شاید زمانی باشد که اندازهگیریهای خانگی بیمار شروع به حرکت در جهت نامطلوب میکنند، یا هنگامی که بیمار جلسهای را که برای ارزیابی اثربخشی درمان در نظر گرفته شده بود از دست میدهد. به تعویق انداختن آسان این اقدامات میتواند خطر پیامد نامطلوبتر را افزایش دهد.
در گذشته، ارائهدهندگان خدمات سلامت معمولاً تنها زمانی متوجه میشدند که برنامه مراقبتی دچار اختلال شده است که بیمار دوباره مراجعه کند یا به دلیل بروز یک مشکل با آنان تماس بگیرد.
اما سامانههای متصل و یکپارچه میتوانند به ارائهدهندگان کمک کنند این شکافها را زودتر شناسایی کنند. دادههای نسخه، سوابق آزمایشگاهی، سامانههای نوبتدهی، سامانههای ارجاع و ابزارهای پایش از راه دور میتوانند نهتنها نشان دهند که چه چیزی توصیه شده است، بلکه نشان دهند پس از آن چه اتفاقی افتاده است.
دیدن شکاف، تنها نقطه آغاز است
با این حال، هدف نباید صرفاً افزایش تعداد یادآوریها باشد؛ هدف باید بهبود پیامدهای سلامت باشد.
بیماری که نسخه خود را تهیه نکرده است، ممکن است آن را فراموش کرده باشد. یا شاید توان مالی خرید دارو را نداشته باشد. ممکن است داروخانه داروی موردنظر را موجود نداشته باشد. بیمار ممکن است درباره عوارض جانبی نگران باشد، دستور مصرف را بهدرستی متوجه نشده باشد یا اساساً قانع نشده باشد که مصرف دارو ضروری است.
ممکن است تمام این وضعیتها در یک داشبورد یکسان به نظر برسند، اما هرکدام به پاسخی کاملاً متفاوت نیاز دارند.
در اینجا نقش انسان نهتنها کمرنگتر نمیشود، بلکه اهمیت بیشتری پیدا میکند. فناوری میتواند یک گسست در مسیر مراقبت را شناسایی کند، اطلاعات مرتبط را گردآوری کند و در اولویتبندی بیمارانی که به توجه نیاز دارند کمک کند. اما یک پرستار، داروساز، هماهنگکننده مراقبت یا پزشک میتواند پرسشی را مطرح کند که سامانه قادر به پاسخدادن به آن نیست:
چه چیزی مانع پیشرفت مراقبت شده است؟
اثربخشترین ابزارها صرفاً ابزارهایی برای خودکارسازی ارتباطات نخواهند بود. این ابزارها باید به سازمانها کمک کنند توجه انسانی را به سوی بیمارانی و لحظاتی هدایت کنند که این توجه میتواند بیشترین تفاوت را ایجاد کند.
مقیاس توجه را افزایش دهید، نه حجم فعالیت را
این تمایز اهمیت زیادی دارد، زیرا متخصصان و کارکنان حوزه سلامت همین حالا نیز زیر فشار حجم بالای پیامها، هشدارها و وظایف اداری قرار دارند. سامانه پایشی که هر انحرافی را شناسایی کند اما نتواند فوریت را از نویز و موارد کماهمیت تشخیص دهد، صرفاً بار کاری دیگری ایجاد میکند.
مدل بهتر، انتخابگر و هدفمند است.
ابزارهای دیجیتال باید به تیمهای مراقبتی کمک کنند تأخیرهای معمول و کمخطر را از نشانههایی که احتمال میدهند بیمار در معرض گمشدن از فرایند پیگیری قرار گرفته باشد، تفکیک کنند. این ابزارها باید زمینه و اطلاعات مرتبط را در کنار یکدیگر قرار دهند، گام بعدی مناسب را پیشنهاد کنند و وضعیت را به فردی ارجاع دهند که توانایی پاسخگویی و مداخله دارد.
معیار موفقیت نباید تعداد پیامهای خودکار ارسالشده باشد. معیار واقعی باید این باشد که چه تعداد از برنامههای مراقبتی دوباره به مسیر صحیح بازگردانده شدهاند.
این موضوع بهویژه در مراقبت مبتنی بر ارزش (Value-Based Care) اهمیت دارد؛ جایی که ارائهدهندگان خدمات سلامت نهتنها مسئول ارائه خدمات، بلکه مسئول بهبود پیامدهای سلامت در طول زمان نیز هستند. این رویکرد همچنین برای مراقبت سلامت در مناطق روستایی پیامدهای مهمی دارد؛ مناطقی که در آنها فاصله جغرافیایی، محدودیت نیروی انسانی و کمبود متخصصان باعث میشود جبران هر ارتباط یا پیگیری ازدسترفته دشوارتر باشد.
فناوری نمیتواند این محدودیتها را از میان بردارد. اما میتواند به ارائهدهندگان خدمات سلامت کمک کند پیش از آنکه بیمار بهطور کامل از مسیر مراقبت خارج شود، تشخیص دهند که اختلال یا گسست در کجا در حال رخدادن است.
تعریف کاملتری از مراقبت
البته مدیران و رهبران نظام سلامت باید همچنان این پرسش را مطرح کنند که «چگونه میتوانیم تشخیص و درمان را بهبود دهیم؟» اما در کنار آن، باید مجموعه متفاوتی از پرسشها را نیز مطرح کنند:
-
آیا سامانه میتواند به ما بگوید زمانی که گام بعدی در فرایند مراقبت انجام نشده است؟
-
آیا میتواند یک تأخیر ساده را از یک خطر معنادار تشخیص دهد؟
-
آیا میتواند به فرد مناسب کمک کند پیش از آنکه بیمار از مسیر مراقبت خارج شود، مداخله کند؟
-
آیا این سامانه انجام چنین مداخلهای را آسانتر میکند یا صرفاً یک وظیفه دیگر به فهرست کارها اضافه میکند؟
برنامه مراقبتی صرفاً به این دلیل که در پرونده ثبت شده است، مراقبت محسوب نمیشود. برنامه زمانی به مراقبت واقعی تبدیل میشود که بیمار بتواند آن را درک کند، به خدمات و امکانات لازم دسترسی داشته باشد و اقدامات موردنیاز را پیگیری و اجرا کند. در نهایت، این پیامد و نتیجه مراقبت است که تعیین میکند آیا مراقبت واقعاً محقق شده است یا خیر.
بزرگترین ظرفیت فناوری سلامت متصل ممکن است در این باشد که بتواند شکافهای نامرئی را قابل مشاهده کند و سپس به متخصصان و کارکنان سلامت فرصت دهد این شکافها را برطرف کنند.
فناوری میتواند متوجه شود که اتفاقی رخ نداده است؛ اما این انسانها هستند که میتوانند کشف کنند چرا چنین اتفاقی رخ نداده است و کمک کنند تعیین شود در گام بعدی چه کاری باید انجام شود.
Kaihan Krippendorff is the founder of Outthinker Networks, a global community of strategy, innovation and transformation executives, and the author of several bestselling books, including his most recent, Proximity: How Coming Breakthroughs in Just-in-Time Transform Business, Society, and Daily Life. A former McKinsey consultant and Wharton senior fellow, he advises leaders on AI, innovation and strategic transformation.